آرزوی من

 

خدا " تو " را که می آفرید

 حواسش

 پرت آرزو های من بود !

 شدی همان آرزوی من ...!

 

 

[ ۱۳٩٦/٤/۳٠ ] [ ۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

طبیب دل بیمارم

عکس عاشقانه درباره خدا برای پروفایل

خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم

در هیاهوی بازار …

در خستگی هنگام نماز !

در وسوسه های نفس ام …

نمیدانم

اما، گاهی تو را گم میکنم

مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده

به تماشای عروسکی مشغول است

بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند

به کودکی ام بنگر…

هرچند خودم تو را گم میکنم

اما

تو پیدایم کن …

 

 

[ ۱۳٩٦/٢/۳٠ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

اگر قدر ندانم...

 

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" 

که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه 

یا "سنگی" در دامان یک کوه 

یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس

شاید "خاکی" از گلدان‌ 

یا حتی "غباری" بر پنجره 

اما مرا از این میان برگزیدند : برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت"

و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : " نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهمیدن "

و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید 

من منتخب گشته ام : برای" قرب " برای" رجعت " برای" سعادت "

من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به" انتخاب " به" تغییر " به" شوریدن " به" محبت "

 

وای بر من اگر قدر ندانم…

[ ۱۳٩٤/٦/٢٢ ] [ ۸:۱۸ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

همــــه دنیـــآی یـکــــ نفــــر بآشــی

کل دنیـــآ رآ هـــم کـــه دآشتــه بآشــی . . .

بــآز هــــم دلتــــ میخــوآهــــد . . .

بعضــی وقتهــــآ . . .

فقـــط بـعـضــی وقتهـــآ . . .

بـــرآی یـکــــ لحظــــه هـــم کـــه شـــده . . .

همــــه دنیـــآی یـکــــ نفــــر بآشــی. . .

[ ۱۳٩٤/٥/٩ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

سراپای وجودم مملو از یاد و خاطرات تو بود...

امروز ، تصمیم قطعی خود را گرفتم...


تصمیم گرفتم یادت را برای همیشه از وجودم ریشه کن کنم ، بسوزانم...


اما...

سراپای وجودم مملو از یاد و خاطرات تو بود...

خودم را به آتش افکندم...

چاره ای نبود...

[ ۱۳٩٤/٥/٩ ] [ ۸:٥٧ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

مـنــ یکـــ دخــترمـ !!!

 

 

مـنــ یکـــ دخــترمـ

 

مـیـبینــمــ ... مـیـفهـممــ ...

امـآ ســکوتــــ مـیکــنمــ تـآ تـو نـفهـمیـــ ...

حـوآسـمــ بـهـ تـمـآمــ جــزئیـآتــــ ایـنــ دنـیــآ هـســتـــــ

تـمــآمــ و کـمـآلـــ ... بـیـ هـیچـــ سـآنـســوریـــ ...

 

مـنــ یـکــــ دخـترمــ

 

دلـمــ کـهـ بـشــکنــد

دیـگــر بـند نـمیــخـــورد ...!

امــآ بـهـ رویـتـــ نـمیــ آورمـــ کـهـ زخــمشــ نـآعـلـآجــ اســتـــــ ...

نـآعـلـآجــ اسـتـــ و ... شــآیـد هـمیـشـــگیـــ ...

 

مـنــ یـکـــ دخـترمــ

 

و گـآهـیـــ مـیـــآنـــ ایـنـــ هـمهـ انـســـآنـــ نــرمـآلـــ

کـمــ مــیــ آورمــ از مــآنـدنــ ، خـستـهـ مـیــشــــومــ ...

مـیبــرمــ ...!

 

مـنـــ یـکـــ دخـترمـــ

 

صـــآفــــمــ

ســآدهـ امــ


ایـنـــ دخـتر بـودنـــ رآ دوسـتـــ دآرمـــ ...!

[ ۱۳٩٤/۳/۱٤ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

ﺁﻏﻮشِ ﺁسمانی ...

 

 

دﻟـم ﮐﻤﯽ ﺧــــــﺪﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍد


ﮐﻤﯽ سکوﺕ ...


ﺩلم،ﺩﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍد ...


ﮐﻤﯽ ﺍﺷﮏ ...


ﮐﻤﯽ ﺑـُﻬـﺖ ...


ﮐﻤﯽ ﺁﻏﻮشِ ﺁسمانی ...


ﮐﻤﯽ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺲ ﺁﺩما.....

[ ۱۳٩٤/۳/۱٤ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

خدا

 

ב لـــ ــــم

یــ ــڪ ڪوچــ ــﮧ ے بـــ ــטּ بستـــــ میـــ ــפֿـواهـــב

و یـــ ـڪ باراטּ نــــــم نـــــــم

و یـ ـــڪ "פֿــــــבا "

ڪﮧ ڪمـ ـے باهــ ــم راه بــ ـرویـــم

همیـــــטּ...

[ ۱۳٩۳/٩/٢۱ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

ابجی مریم تولدت مبارک

 

هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید
تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد . . .

سالروز شکفتنت مبارک
.

 

 

 

می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم
اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست
تولدت مبارک

 

 

 

عشق را اولین بار در نگاهت تجربه کرم زندگی را در کنار تو آموختم
دلم را به تو بهترین امینم سپردم
روز تولدت را در تاریخنگار قلبم حک کردم
تولدت مبارک

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۸/٢٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

بحثــــــــسش از همـــﮧ جـבاس

 

یه رفــــــــیق בارم ;.........


............."اسمش خـــــــــבا س"............

 

 

بحثــــــــسش از همـــﮧ جـבاس.....

 

 

تــــــــا اون پشتـــ ــــمـــﮧ...

 

 

بیخیال مخاطب خــــــــاص.....

 

 

آره بیخیال هر چی مخاطب خاص......


عشقم فقط خـבا ست.........

 

عاشقتم פֿـــــــــــــــــבا

[ ۱۳٩۳/٧/٢٦ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

خدااااا بدبختی ازین بیشتر؟؟!!!

 

چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید

و برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید

میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …


هووووووووووی عمو کجایی ؟

جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه …عصبانی

 

**********************************************

 

من و اول مهر یهویی!!!!!!!گریه

 

 

**********************************************

لیدیز اند جنتلمن ، کمربندهاتونو محکم ببندید
داریم به شهر آرزوهــا نزدیک میشیم ،
اِاِاِعــه ، فک کنم رسیدیم ،
پیاده شید بابا پیاده شید رسیدیم به مدرســه !!سبز

 

**********************************************

 

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم !عصبانی

 

**********************************************

 

 

باز گشایی مدارس رو از صمیم قلبم به خودم و همه کسانی که به این درد مبتلا هستن

تسلیت میگمگریهعصبانی


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/۳۱ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

مدرسه ها باااااااااااز شد


صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت
مادر : پسرم بلند شو ، وقت رفتن به مدرسه است
پسر : اما چرا مامان ؟ من نمی خوام برم مدرسه
مادر : دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه
پسر : یک اینکه همه بچه ها از من بدشون می یاد
دوم اینکه همه معلم ها از من بدشون می یاد
مادر : اُه خدای من ! این که دلیل نمیشه ، زود باش تو باید بری به مدرسه
پسر : مامان دو دلیل برام بیار که من چرا باید برم مدرسه ؟
مادر : یک اینکه تو الآن پنجاه و دو سالته ، دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی !




یکی از دوستان میگفت که :
یه روز دبیرمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، گفت: این کیه اسمشو بالا برگش ننوشته؟! خیر سرش 16 هم شده
هیشکی جواب نداد! 2 دقیقه بعد گفت دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!"
خود دبیر برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش 16 داده بود!

 

بچه ها در ناهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند و سر میز یک سبد سیب بود که روی آن نوشته بود :
فقط یکی بردارید ، خدا ناظر شماست !!!
در انتهای میز ، یک سبد شکلات و شیرینی بود ! یکی از بچه ها رویش نوشت :
هر چند تا می خواهید بردارید ! خدا مواظب سیب هاست !!!


 

معلم اضیظم
عذ اینکه به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم !نیشخند


 

عشق => سرکاری
محبت => تظاهر
مهربونی => مسخرست
وفا => مرده
عهد و پیمون => دلخوشی
عاطفه => تموم شده
مهر => مدرسه‌ها باز میشه



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/۳٠ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

 

 

 

وقتی یه آدم میــــــــگه

 

هیچ کس منو دوســــــــت نداره


منظورش از هیچ کــــس

 

یک نفــــــــر بیشتر نیست…

 

همون یه نفری که برای اون همه کســــــــه!!!

[ ۱۳٩۳/٦/٢۳ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

با هیچ آفتابی آب نمیشود !

 

 

 

دوست داشتنت برفیست سنگین

میبارد

مینشیند

یخ میبندد و با هیچ آفتابی آب نمیشود !

[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

میلاد نور مبارک

 

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

 

ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

 

 

بقیه مطالب تبریک در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

😭😞

غمگینم گریه

.

.

.

.

.

.

.

خو لامصب،آخر تابستونه

توقع داری خوش حال باشم؟؟؟!!!عصبانی

[ ۱۳٩۳/٦/۱٤ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

نمی بخشم!

✍ ✖ﺩﻭ ﻧَﻔـــَــﺮﻭ✖ ✌

 

ﻫﯿــــﭽْﻮَﻗــــﺖ ﻧَﻤﯿـــــﯿﺒﺨﺸﻤــــ 

 

 

ﺍﻭﻧـــــﯽ ﮐـــــﻪ ﭘُﺸـــﺘـِـ ﺳَــــﺮﻡ ﺣَﺮﻓـــ ﺯﺩ 

 

 

و ﺍﻭﻧــــﯽ ﮐــــﻪ ⇦ﺣَﺮﻓـــﺸـــﻮ⇨ ﺑـــﺎﻭﺭ ﮐـــﺮﺩ

[ ۱۳٩۳/٦/۱٤ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

 

 

 

بعضی چیزها گـُفتَن ندارد امــآ . . .

 

فـهمیدن که دارد بـعضی چــیزها رآ نـگفته میفهمم. . . !

[ ۱۳٩۳/٦/۸ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

بدون هیچ حرفی....

 

ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﺩﻡ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ

 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭﺩﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

 

ﺍﺯ ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ

 

ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ

 

ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ 

 

[ ۱۳٩۳/٦/٧ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]

عشق اگر عشق باشـב

 

 

عـشق اگر عشق باشـב ؛
هم خنـבه هایت را בوست בارב ،
هم گریه هایت را ….
هم شادے ات را בوست בارב ؛
هم غم هایت را …
هم لحظه هاے شادابے ات را مے پسنـבב ،
هم روز هاے بے حوصلگے ات را …
هم בقایق پر ازدحامت را همراهے میڪنـב ،
هم בقایق تنهایے ات را …
عشق اگر عشق باشـב ،
هم زیبایے هایت را בوست בارב ،
هم اخم هایت را בر روزهاے تلخے …
هم سلامتت را می پسنـבב ،
هم روزهاے گرفتارے و بیمارے همراهے ات می ڪنـב …
عشق اگر عشق باشـב ،
با یک اتفاق ،
تو را تعویض نمے ڪنـב ،
همراهے ات می کنـב تا بهبوב یابے …
عشق اگر عشق باشـב ،
هر ثانیه בستانش בر בستان توست ،
בر سختے و آسانے …


تا اَبَـב ..

[ ۱۳٩۳/٥/۳٠ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ] [ 『ƒαтι¢н ❤ кнαησσм』 ]