مدرسان شریف

یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ یکی ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ

ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ!!

ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ یکی ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ

ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ !!!!نیشخند

***********************

به ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻢ : 

ﻣــــﺎﻣـــــﺎﻥ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﭼﯿﮑـــﺎﺭ ﻣﯿــــﮑﻨﯽ؟؟

ﻣﯿﮕﻪ ﯾــﻪ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻭﺍﺳـــﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﭼﺸﻪ ﻓﺎﻣﯿـــﻞ ﺩﺭﺁﺩ!!!  

من ناراحت

مامانلبخند

*********************

دختر داییم با سن دادشش رو هم نمیشه 13 سال به  زن داییم میگه اگه Galexy S4 یا I-Phone
اگه یکیش رو برام نگیرن شب خونه نمیام !!

من سن او بودم یه دونه از این عینک شنا داغونا داشتم حموم که میخواستم برم با خودم میبردم ، بعدش تشت رو آب میکردم با کله میرفتم توش و ساعتها به شادی میزیستم …ناراحت

******************

همسایمون عطر مشهد سوغات آورده،منم ریختمش توی کولر!!
حال و هوای امامزاده گرفته خونمون،اصن یه فضای معنوی شده هااااااا
خلاصه گفتم که بگم نائب الزیاره همتون هستمنیشخند

/ 10 نظر / 9 بازدید
شیما

هم خطای دید هم فتوشاف [نیشخند]

شیما

کلا مامانا شاهکارن [ابرو][نیشخند]

شیما

بیا وبم یکم دور هم بوگیم و بوخندیم مرسی عزیز

مریم

اینا همش تو فیلماس من دارم درس میخونم سرمو که بالا میکنم میبینم مامانم بالا سرمه میگم کی مامانم اومد که من نفهمیدم؟

مریم

مگس ازار بت نمیاد[تعجب][تعجب] هان[وحشتناک]

مریم

از دس این مدرسان شریف باید بگن مدرسان مریض دیوونمون کردن بابا اصن به جا تبلیغ پایه خندس